مرتضى راوندى

312

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در اصفهان ، آل عمران در خراسان ، آل صاعد در اصفهان ، خاندان نظام الملك - كه از آغاز عهد سلجوقى تا اواخر قرن ششم با احراز مقام وزارت در شؤون مختلف مملكتى اعمال نفوذ و قدرت مىكردند خاندان مهلّبيان در بيهق ، خاندان ميغى در نيشابور ، خاندان صاعد هروى در خراسان ، خاندان رضى الدين ورامينى در عراق ، خاندان سادات بيهق در خراسان و بسى خاندانهاى ديگر قابل توجه و شايان ذكرند . بتحقيق مىتوان گفت كه وجود خاندانهاى مختلف وزرا و صدور ، رؤسا و فقها ، و نقبا و امثال آنان در شهرها و نواحى مختلف ايران در نگاهداشت علم و علما و حفظ سنن و رسوم و آداب ، اثر فراوان داشته و اين بيوتات قديم در دورهء مضطربى كه عهد جنگ و ستيز و غلبه و چپاول و غارت محسوب مىشود ، به منزلهء سدهاى سديدى در برابر سيلهاى حوادث و مصائب و فتن بوده‌اند . « 197 » طرز حكومت هلاكو و جانشينان او خان مغول از لحاظ طرز تفكر فرق زيادى با سلاطين و زمامداران شرقى نداشت ؛ به اين معنى كه خان كشورهاى تسخير شده را ملك طلق خود مىانگاشت و اراضى وسيعى را كه با جنگ و خونريزى و ويرانى به كف آورده بود بين بستگان خود و طبقهء حاكمه تقسيم مىكرد . صاحبان اين اقطاعات در منطقهء قدرت خود زندگى نمىكردند بلكه ادارهء اين مناطق معمولا به دست مأموران دولتى صورت مىگرفت و ايلخانان و اطرافيان او مانند گذشته به زندگى چادرنشينى و كارهاى رزمى و شكار مشغول بودند و مانند اعراب مهاجم سعى مىكردند كه خود را با زندگى شهرى و حدود و قيود آن آشنا نسازند . به اين ترتيب ، هيأت حاكمهء مغول ناگزير بودند براى ادارهء سرزمينهاى وسيعى كه از لحاظ وضع اقتصادى ، زبان ، دين و درجهء تمدن و فرهنگ با فاتحان مغول اختلافى عظيم داشتند ، از كاركنان آزموده و مطلع و مطيع محلى ، يعنى از مأموران ايرانى كه در خدمت سلجوقيان و خوارزمشاهيان بودند ، استفاده كنند . اين گروه ديوانى از ديرباز در شهرها و مراكز حكومتى به خدمت مشغول بودند و بعضى از آنها خود صاحب ضياع و عقار و در شمار فئودالهاى محلى محسوب مىشدند . از جمله خاندانهاى قديمى ، كه در امور ديوانى استاد بودند ، خاندان جوينى بود كه از طرف هلاكو براى ادارهء امور دولت فراخوانده شد . خدمت در دستگاه ادارى و مالى ايلخان ، عوايد فراوان و بيسابقه‌اى نصيب مأموران كشورى مىنمود ؛ مثلا درآمد روزانهء شمس الدين محمد جوينى ، وزير مقتدر مغولان و برادر مورخ معروف ، برابر يك تومان ( يعنى ده هزار دينار نقره ) بود كه در سال به 360 تومان بالغ مىگشت ( يعنى سه ميليون و ششصد هزار دينار نقره ) و از بيست درصد عوايد دولت هلاكو تجاوز مىكرد . « 198 »

--> ( 197 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، پيشين ، ج 2 ، ص 67 . ( 198 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 377 و 378 .